عظيم عظيم پور
74
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
همانگونه كه امام ( ع ) از سرانجام كار بنىاميّه و خاموش شدن آتش اين فتنه وحشتناك خبر داده بود ، پس از گذشت چند سالى بنىعباس بر آنان چيره گشته وحكومت را بدست گرفتند و همهء آنها را با تيغ شمشير خوار و ذليل كرده و به راهى كه نمىخواستند ، فرستادند . امام ( ع ) در پايان سخنان خود به آرزوى قريش يعنى بنىاميّه اشاره مىفرمايد كه سيرهنويسان و مورّخان اين واقعيت را بازگو كردهاند . ابن ابىالحديد مىگويد : « همه سيرهنويسان نقل كردهاند كه مروان بن محمّد ( آخرين پادشاه بنىاميّه ) وقتى كه عبداللَّه بن على بن عبداللَّه بن عباس را در صف لشكر خراسان در مقابل خود ديد ، آرزو كرد كهاىكاش على بن ابىطالب را به جاى اين جوان در زير اين پرچم مىديدم ، كه داستان مفصل و مشهور است . . . » « 1 » فيضالاسلام در شرح عبارات امام ( ع ) كه در آخر اين خطبه آمده است مىگويد : « اگر قريش يعنى بنىاميّه بعد از همه سختيها و هرج و مرج در زندگى و ذلّت و بيچارگى كه از بنىالعباس ديدند ، آن حضرت را مىيافتند ، در پاى او افتاده زارى مىنمودند تا حكومت ايشان را قبول فرموده زنگ ظلم و ستم و فتنه و فساد را از جهان بزدايد . . . » « 2 » امام على ( ع ) به مناسبتهاى گوناگون ، در بين سخنرانىهاى خود عبارت : « سَلُونِى قَبْلَ أَن تَفْقِدُونِي . . . » را به كار برده و درپى آن از فتنهها و حوادث آينده خبر دادهاند . در روايات آمده است كه هيچ كس غير از على بن ابىطالب ( ع ) « سَلونى » را نگفت . اين موضوع ، تنها يكى از عواملى است كه بيانگر عظمت و مقام علمى آن حضرت است و بىمناسبتنبوده كه گروهى از مردم در محبّت و دوستى على ( ع ) راه افراط پيش گرفتند و وقتى كه از اين همه كرامات و فضايل و آگاهى مىديدند كه قدرت بشرى توان رسيدن به آن را ندارد ، دربارهء او به انحراف و اولوهيت مىرسيدند . در شرح ابن ابىالحديد آمده است : اوّلين كسى كه دربارهء على ( ع ) راه غلّو را پيش
--> ( 1 ) . ابن ابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، چاپ رحلى ، ج 2 ، ص 178 ، شرح خطبه 92 . ( 2 ) . ترجمه و شرح فيضالاسلام ، ص 278 .